السيد محمد حسين الطهراني
66
معاد شناسى (فارسى)
دوّم دستهاى از مستضعفين هستند كه بهيچوجه قدرت فكرى يا قدرت عملى براى خروج از زير بار ستم مستكبرين را ندارند ، و مهاجرت يا اصلًا به فكر و انديشهء آنها نميرسد يا قدرت بر آن را ندارند . آيهاى كه در قرآن مجيد اميد عفو را دربارهء مستضعفين ميدهد راجع بخصوص اين افراد است . حال بپردازيم به تفسير آيه مباركهاى كه در مَطلع گفتار ذكر شد تا ببينيم نكاتى كه از آيه استفاده مىشود چيست ؟ و شرائط استضعافى كه در صورت تخلّف اوامر الهيّه مورد رحمت خدا واقع مىشود كدام است ؟ إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً . جماعتى از مردم هستند كه به سبب مخالفت تكاليف إلهيّه و عدم تزكيهء نفس و تخلّق به اخلاق ربّانيّه و عدم تحصيل معارف شرعيّه و ملكات رحمانيّه و لقاى حضرت معبود جلّ و تعالَى شأنُه ، به نفسهاى خود ظلم نموده و در نتيجه آن نفوس را در وادى حرمان اسير و گرفتار و از ترقّى و تكامل و وصول به مدارج و معارج انسانيّت محروم ، و در ظلمتكدهء بُعد و آثار آن از شهوات و غفلات متوقّف ساختهاند . و اين محروميتهائى كه نصيب آنان شده است به علّت استضعاف قوم مستكبرى بوده است كه آنها را تحت قيمومت خويش